خرید بک لینک

ذهن عین بیمار شده. توی هزارتوی یاس و استیصال گیر افتاده. هر چه قدر برایش توضیح می دهم باید باور کنی که حالت به تر می شود، قبول نمی کند که نمی کند که نمی کند... باور نمی کند که نمی کند که نمی کند...

بحران: روزگار چه بلایی سر آدم ها می آورد که از درونی ترین دارایی های شان، یعنی همان امید و آرزو، نمی توانند مراقبت کنند؟

بحران دو: قدرت ذهن بیش تر است یا نیروی روزمرگی های پر یاس؟

تاملات بعدمتنی: خوب شد که انرژی لازم را برای مواجهه با عین ناامید داشتم.

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:37

فردا به دیدنم می آید... به خودم قول داده ام حضور آرام و مقتدری داشته باشم...

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:37

نوشته های میم.یا به طرز مشخصی مرزهای تبلیغات سیاسی را درنوردیده. توی هر نوشته هم، رنگ احساسی غلیظی توی چشم می زند، احیانا برای اثرگذاری بر مخاطب عام تر. دال گفت نقطه ی تاریک قصه ی میم. یا آن جاست که در پایان هر نوشته اش به روزنامه نگاران سیاسی نویس فحش های محترمانه نثار می کند... موافق بودم اما به ملاحظه ی خاطره ای که از آن گروه داشتم سکوت کردم.

بحران: آدم همه چیز را که نباید بگوید!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:37

امروز فهمیدم چه قدر تنهام... دلم می خواست درباره ی علوم انسانی اسلامی عمیق تر شوم. از سخنرانی به وجد آمده بودم. هیجانم را با سین مطرح کردم. سین پایه ی بحث خوبی است. گرچه کارمان غالبا به مشاجره می کشد. چون مقابل هم گارد می گیریم. این بار اصرار داشت از

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:37

این روزها بدون این که اراده کنم مطالب مافوق خوبی برای خواندن دستم می رسد، یکی دو تا کتاب فوق العاده را هم شروع کرده ام. از خوش حالی تقریبا دارم دیوانه می شوم!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 ساعت: 13:37

صحنه های بمب باران هوایی انقدر اثرگذار بود که نتوانم منقلب نشوم.

.

.

.

ویلایی ها را دیدم.

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08

ویلایی ها را دیدم. دیدم که چه طور تصمیمات «سازمانی» روی زندگی «خصوصی» اثر می گذارد؛ چه طور انسان در خصوصی ترین ساحات خودش مغلوب «سازمان»هایی است که خودش ساخته؛ چه طور انسان خودش را با ساخته ی دست خود (سازمان دهی و

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08

ذهنم مسئله را طوری چیده بود که بیش ترین آسیب ممکن بهم وارد شود!

همین نشانه ای از دیوانگی من نیست؟

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08

گروه ! گویا بر اثر یک سهو ناگهانی پاک شده. فعلا قصد ندارم باز هم توی همان ترکیب باشم، ترکیب آدم هایی که متعصبانه فکر می کنند بدون تعصب هستند! تاملات میان متنی: عین قبل تر در مورد خودم بهم گفته بود چیزی که مرا توی بعضی جمع ها آزار می دهد و باعث فراری

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08

شاخ غول را شکستم. می روم برای مرحله ی بعد!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08

بعد از دو سال امکانات تازه ای از گوشی م را کشف می کنم. امکان دارد همین روزها عاشقش شوم!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08

لام از روابط خونی نوشته بود... تا حد زیادی درست نوشته... آرام ها و آلام های روابط نَسَبی غالبا شبیه اسارت می نمایند، نه رهایی...

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08

ساعت دو و پنجاه هفت دقیقه بامداد است. تقریبا نیم ساعتی می شود که از تپش قلب از خواب پریده ام. خواب می دیدم در ایران جنگ داخلی شده. یک عده برای این که دست نیروهای مقابل نیفتند، به خودشان مواد منفجره بسته اند تا در صورت لزوم خودکشی کنند. آن ها در حال ف

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08

خدا به جای این که بگوید "قسم به قلم و آن چه می نویسد" باید می گفت "لعنت به سیاست و هر آن چه از آن برخاست"!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08

مثل خواب گردهای شب زده، مفاهیم توی سرم می پیچند... مثلا به "مرز" فکر می کنم. ننگین ترین قرارداد انسانی. مگر دوره ی غارنشینی به پدران و مادران ما چه گذشت که بی مرزی را مثله کردند؟ آیا از آن دنیا شاهدند که مرزهای جغرافیایی، نژادی، سیاسی، اقتصادی، طبقاتی، روحی، فکری، جسمی و و و چه بر سر فرزندان شان آورده؟ چرا وقتی خودشان "بی مرزی" را زندگی کردند و نوش، الم "مرز اندیشی" را به جان ابنای خود انداختند؟

بحران: به "مدنیت"ی که همه ش مرز آفریده، مشکوکم!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: سه شنبه 26 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:08

توی هپروتم...

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:13

از آن جایی که مازوخیسم دارم یا به قول ح همه چیز را باید به خودم بگیرم، امروز رفتم و نگاه کردم: چند شب پیش که ح عملکرد بچه ها را نقد می کرد، دو مرتبه نوشته بود «مثل خودت»!

حسابی ناامیدش کرده ام!

بحران: بحرانم این نیست که از من ناامید شده باشد؛ بحران «درک ناامیدی در او»ست، چه از من یا از غیر من. ستون که نشست کند، کل ساختمان می ریزد!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:13

ف.ص توی عقد باردار شده. این موضوع، از جمله مسائلی است که به من ربطی ندارد در موردش حرف بزنم یا نزنم. از آن طرف از جمله مسائلی است که یکی دو نفر خود را ملزم کرده اند حتما و هر بار درباره اش حرف بزنند!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:13

من جای هیتلر بودم توی کوره های آدم سوزی به جای یهودی ها، گرافیست ها را می انداختم...نه... نه... اگر جای هیتلر بودم اردوگاه های کار اجباری را از گرافیست ها پر می کردم و مجبورشان می کردم ادبیات، تاریخ، هنر، جامعه شناسی، روان شناسی و و و بخوانند... بخوانند... بخوانند...

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:13

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:13

مشاهده یادداشت خصوصی

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:13

مطالب ب.آ را دنبال می کنم. "نگاه جامعه شناسانه به جامعه" شاید خیلی بدیهی به نظر بیاید، اما معمولا فقدانش بین جامعه شناسان حس می شود... تصمیم گرفتم بیش تر بهش فکر کنم، به ب.آ و رویکردهاش...

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:13

در تب

و تاب...

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:13

تیتر روزنامه های فردا:

باز هم خرید اینترنتی، فاجعه آفرید!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:13

من برای انجام یک کار کوچک به این دنیا آمده بودم، اما حالا... بحران: تشریح تصورم در مورد دامنه ی رسالت شخصی ام را قصد ندارم. فقط این را بگویم  که لحظاتی توی زندگی هست که آدم از آرمان های خیلی بزرگ فاصله می گیرد، تمام سعی اش را هم روی تحقق اهداف رسالت هایی کاملا شخصی متمرکز می کند؛ اما یک روزی یک جایی آرمان های بزرگ گذشته به شکلی ناگریز پای شان را به زندگی آدم باز می کنند... تاملات بعدمتنی

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 8 ارديبهشت 1396 ساعت: 4:13

بعضی ها از فرط سیاسی بودن، در حال غش هستند؛ بعضی ها از فرط سیاسی نبودن!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:32

تلگرام، نسخه ی آی او اس (لعنت اله علیه)!

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:32

با میم، دست مجازی دادیم. عکس دست های مان را برای هم فرستادیم: لاک هر دو تامان، یک رنگ بود :)

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:32

جمعه شب تا صبح شنبه با سا چت کردم. یک ماه است رابطه اش با ه.ا تمام شده بود، اما نپذیرفته بود. می خواست کمکش کنم بدون کشتن احساسات دخترانه، نبودن ه.ا را هضم کند... برای من بارها و بارها پیش آمده که به این فکر کنم "منطق" روابط عاطفی چیست؟ و چه طور یک رابطه، پایداری و امنیت را به جای "خصیصه" به "ذات" خ

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: يکشنبه 3 ارديبهشت 1396 ساعت: 23:32

از صبح تا شب پای لپ تاپ...

برچسب: نویسنده: اشکان بختیاری تاريخ: جمعه 1 ارديبهشت 1396 ساعت: 18:36

صفحه بندی